تو را نگاه میکنم که خفته ای کنار من
پس از تمام اضطراب،عذاب و انتظار من
تو را نگاه میکنم که دیدنی ترین تویی
و از تو حرف میزنم که گفتنی ترین تویی
من از تو حرف میزنم،شب عاشقانه میشود
تو را ادامه میدهم همان ترانه میشود
کاش به شهر خوب تو،مرا همیشه راه بود
راه به تو رسیدنم،همین پل نگاه بود
مرا ببر به راه خویش که خسته ام از همه کس
که خواب و بیداری من هر دو شکنجه بود و بس
