گفتم ای ساده دل ساده فراموشش کن
تاکجا چشم بدین جاده فراموشش کن
دست بردار از او خاطره بازی کافی است
فرض کن گل نفرستاده فراموشش کن
مردمان نگهش قله نشینند هنوز
دل که در دره نیفتاده فراموشش کن
گفتم این تکه غزل را بفرستم نزدش
دل ولی گفت نشو ساده فراموشش کن
به شما بر نخورد پای غزل بود و شکست
اتفاقی ست که افتاده فراموشش کن
.jpg)
:: بازدید از این مطلب : 484
|
امتیاز مطلب : 50
|
تعداد امتیازدهندگان : 16
|
مجموع امتیاز : 16